حرفه وکالت

اعتراض حسین شاهرخی به تصویر وکیل در سریال‌های «کوری» و «بدنام»

حسین شاهرخی: نمایش یک وکیل متخلف طبیعی است؛ مسئله زمانی آغاز می‌شود که تصویر منفی، یک‌طرفه و تکرارشونده باشد.

آیا تصویر وکیل در آثار نمایشی به یک کلیشه منفی تبدیل شده است؟

وکیل در بسیاری از فیلم‌ها و سریال‌ها شخصیت جذابی برای روایت است. او به اطلاعات محرمانه پرونده دسترسی دارد، در متن اختلاف قرار می‌گیرد، با دادگاه و متهم و شاکی ارتباط دارد و گاهی می‌تواند مسیر داستان را تغییر دهد. به همین دلیل حرفه وکالت همواره در سینما و تلویزیون حضور پررنگی داشته است.

اما آیا نحوه نمایش این حرفه می‌تواند بر نگاه عمومی مردم به وکیل واقعی تأثیر بگذارد؟ این پرسشی است که حسین شاهرخی، وکیل پایه یک دادگستری، در واکنش به نحوه نمایش وکلا در مجموعه‌های «کوری»، «بدنام» و برخی تولیدات دیگر مطرح کرده است.

او در گفت‌وگویی که بازتاب رسانه‌ای گسترده‌ای یافت، نسبت به آنچه «تنزل شأن و شخصیت وکلا» در برخی آثار نمایشی می‌داند اعتراض کرده است. محور اعتراض او نه وجود یک شخصیت منفی، بلکه تکرار یک تصویر واحد و منفی از حرفه وکالت است.

«وکلا مضحکه و مورد تمسخر واقع شده‌اند»

شاهرخی می‌گوید مدتی است در برخی سریال‌های نمایش خانگی، شخصیت وکیل به شکلی ارائه می‌شود که با تمسخر، بی‌اعتباری یا رفتارهای غیراخلاقی همراه است. او معتقد است این مسئله فقط به شبکه نمایش خانگی محدود نمانده و نمونه‌هایی از آن در تولیدات تلویزیونی نیز دیده شده است.

انتقاد اصلی او متوجه یک شخصیت خاص نیست. سؤال بزرگ‌تر این است:

آیا تکرار یک تصویر منفی، آرام‌آرام می‌تواند تصور عمومی جامعه از یک حرفه را تغییر دهد؟

آیا نباید در فیلم و سریال وکیل فاسد وجود داشته باشد؟

شاهرخی در همان اظهارات، پاسخ روشنی به این پرسش می‌دهد. از نظر او، صرف نمایش یک وکیل بد الزاماً اشکالی ندارد.

داستان‌نویس باید آزادی داشته باشد. همان‌طور که می‌توان پزشک متخلف، پلیس فاسد، قاضی خطاکار، تاجر سوءاستفاده‌گر یا روزنامه‌نگار غیرحرفه‌ای را در یک اثر داستانی نشان داد، شخصیت وکیل نیز می‌تواند خلافکار یا غیراخلاقی باشد.

مسئله جای دیگری است. وقتی تصویر منفی:

  • تکراری شود،
  • یک‌طرفه باشد،
  • و تقریباً هیچ نمونه دیگری از حرفه نشان داده نشود،

ممکن است مخاطب ناخودآگاه نتیجه بگیرد که دروغ، فساد، سوءاستفاده یا ناکارآمدی بخشی ذاتی از وکیل بودن است. این همان نقطه‌ای است که شاهرخی به آن اعتراض دارد.

چرا شأن حرفه وکالت فقط مسئله وکلا نیست؟

ممکن است این سؤال مطرح شود که چرا جامعه باید درباره تصویر عمومی وکیل حساس باشد. پاسخ در نقش وکیل در نظام دادرسی نهفته است.

وکیل فقط ارائه‌دهنده یک خدمت خصوصی نیست؛ حرفه وکالت با حق دفاع ارتباط مستقیم دارد. شخصی که متهم شده، فردی که اموالش در معرض خطر قرار گرفته، زنی که درگیر یک دعوای خانوادگی است، شرکتی که با اختلاف جدی مواجه شده یا خانواده‌ای که در یک پرونده کیفری قرار گرفته است، ممکن است بدون شناخت حقوقی نتواند به شکلی مؤثر از حقوق خود دفاع کند.

وکالت بخشی از سازوکار دسترسی به عدالت است. بنابراین اگر این تصور اجتماعی ایجاد شود که مراجعه به وکیل اساساً بی‌فایده یا همراه با فساد است، مسئله دیگر فقط اعتبار یک صنف نیست؛ ممکن است اعتماد مردم به یکی از ابزارهای اصلی دفاع حقوقی آسیب ببیند.

تفاوت نقد و کلیشه

آثار نمایشی حق دارند وکالت را نقد کنند. در واقع نقد دقیق می‌تواند برای خود حرفه نیز مفید باشد. ممکن است یک سریال موضوعاتی مانند این‌ها را به شکل جدی بررسی کند:

  • تعارض منافع
  • سوءاستفاده از اعتماد موکل
  • نقض محرمانگی
  • رفتار غیراخلاقی
  • روابط ناسالم حرفه‌ای

این نوع روایت حتی می‌تواند به گفت‌وگوی اجتماعی درباره استانداردهای حرفه‌ای کمک کند. اما کلیشه با نقد متفاوت است: نقد، یک رفتار مشخص را بررسی می‌کند؛ کلیشه، رفتار یک فرد را به هویت یک گروه تبدیل می‌کند.

وکیل فاسد می‌تواند یک شخصیت داستانی واقعی باشد؛ اما فساد را نمی‌توان بدون دلیل به ماهیت «وکالت» تبدیل کرد.

نقش کانون‌های وکلا

شاهرخی در سخنان خود همچنین از کانون‌های وکلا انتظار واکنش بیشتری به چنین بازنمایی‌هایی داشته است. از دید او، نهادهای حرفه‌ای فقط مسئول امور اداری و انتظامی اعضا نیستند؛ حفظ جایگاه اجتماعی و توضیح نقش وکیل برای جامعه نیز می‌تواند بخشی از مسئولیت حرفه‌ای آنها باشد.

البته این واکنش الزاماً به معنای تقابل با سینما یا درخواست محدودیت هنری نیست. می‌تواند از این راه‌ها صورت گیرد:

  • گفت‌وگو با سازندگان
  • ارائه مشاوره حقوقی به تولیدکنندگان
  • تولید محتوای عمومی
  • توضیح نقش واقعی وکیل

تصویر واقعی وکالت پیچیده‌تر است

پرونده‌های واقعی وکلا معمولاً بسیار متفاوت از تصویری هستند که در چند دقیقه یک سریال دیده می‌شود. بخش بزرگی از کار وکیل شامل این‌هاست:

  • مطالعه پرونده
  • بررسی صدها صفحه سند
  • گفت‌وگو با موکل
  • نوشتن لوایح
  • حضور در جلسات رسیدگی
  • مذاکره
  • و پیگیری طولانی مراحل قضایی

این فعالیت‌ها از نظر نمایشی شاید به اندازه یک صحنه پرتنش جذاب نباشند، اما بخش اصلی حرفه را تشکیل می‌دهند. همان‌طور که نمایش یک پزشک دراماتیک تمام واقعیت پزشکی نیست، یک وکیل داستانی نیز تمام واقعیت حرفه وکالت نیست.

هنر آزاد است، اما تصویرسازی نیز اثر اجتماعی دارد

بحث مطرح‌شده از سوی حسین شاهرخی را می‌توان در یک نقطه میانی قرار داد. از یک طرف، اثر هنری باید آزادی شخصیت‌پردازی و نقد داشته باشد. از طرف دیگر، رسانه نیز از تأثیر اجتماعی خود جدا نیست.

این دو الزاماً در تعارض نیستند. می‌توان شخصیت منفی ساخت، حرفه را نقد کرد و حتی فساد را نشان داد، بدون آنکه تمام اعضای یک حرفه در قالب یک کلیشه فروکاسته شوند.

دعوت به یک تصویر واقعی‌تر

شاید نتیجه این بحث این نباشد که آثار نمایشی باید همیشه وکیل را قهرمان نشان دهند؛ چنین تصویری نیز غیرواقعی خواهد بود. تصویر حرفه‌ای‌تر، تصویری است که تنوع واقعی جامعه را نشان دهد:

  • وکیل خوب
  • وکیل ضعیف
  • وکیل اخلاق‌مدار
  • وکیل متخلف
  • وکیل باتجربه
  • و وکیلی که اشتباه می‌کند

واقعیت همیشه پیچیده‌تر از یک شخصیت قالبی است. همین پیچیدگی می‌تواند روایت‌های سینمایی و تلویزیونی را نیز جذاب‌تر کند.